سلام!اول پيش خودم گفتم علي رضا خسته است.ميره مسافرت حالش جا مياد برميگرده امافرقي نكرد.ولي نكته جالب اينجاست كه بعد از اين همه،انگارنه انگار عليرضا رفته.خودش ميگفت:"فكر مي كني رفتن من براي كسي مهمه."از روزي كه متن آخر رو نوشتم حدود20 نفر از وبلاگ ديدن كردند اما حتي يه نفر هم نظري نداده يا حتي به عليرضا هم كسي چيزي نگفته.بهش مي گفتم-وقتي متن رو نوشتم-:"الان ديگه باكست پر ميشه"عليرضا هم ميگفت بي خيال!وامروز ميگفت تا حالا يه ميل هم نداشتم.اما آخرين اخبار:ظاهرا آقا صادق هم راهيه.از طرفي شنيدم عليرضا هم قراره يه وبلاگ جديد بنويسه. خيلي پستي.اين رو از طرفه همه گفتم!!! اما اين آخرين ايميل عليرضا به من:
سلام.سلامي به عظمت شكوه يك شروع تازه وبه وسعت تلخي لحظه پايان.سلام خدمت دوست عزيزم معين!
وبدان شليد اين آخرين سلام من باشد.معين جان!گاه دليل وجود دليل نابودي مي شود گاه دليلماندن دليل رفتن ميشود وگاه دليل آغاز خود دليل پايان ميشود.اين دست روزگاراست كه دليل وصال را به جدايي و دليل حيات را به مرگ تبديل ميكند.ديروز دليلي براي ساختن داشتم وامروز ديگر آن دليل وجود ندارد.
معين!من در اين مدت با يه وبلاگ نويس خوب آشنا شدم.ازش خواستم كه به تو كمك كند.راستي در حال نگارش نامه ي خداحافظي هستم.اميدوارم سال خوبي داشته باشي.فعلا!!!
اما جواب شما عليرضا خان : مطمئن باش رفتنت براي كسي مهم نيست.
معين سپهبدي
+
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 17:16  توسط پسرای بد
|