* خدایا! میگن خیلی بزرگی...امروز بهم یه بار دیگه اثبات کردی...به قول داش مشتی:دمت گرم اوس کریم!
من از اون آسمون آبی می خوام
من از اون شب های مهتابی می خوام
دلم از خاطره ها ی بد جدا
من از اون وقتهای بی تابی می خوام
حالا این جا رو گوش کن خدا:
خدا خودت گفتی هرچی میخواین از من بخواین.خدا اول یه خونه می خوام .... یه خونه کنار دریا. تا ساحل صد متر فاصله داشته باشه.ساحلش هم اختصاصی باشه. خونه هم دیگه ویلایی باشه.سونا جکوزی و سالن ورزش که دیگه داره! دوست دارم پنجره اتاق خوابش سمت دریا باز شه که هر روز صبح اول دریا رو ببینم.راستی یه قایق تفریحی هم برام توی ساحلش بذار.
خدا خونه ی به این بزرگی که بدون کتابخونه نمیشه؟ یه کتاب خونه می خوام باید هرچی کتاب ترانه و داستان هست داشته باشه. خدا آرشیو نشریه اطلاعات هفتگی رو هم برام میذاری؟از همون شماره اول...سه چهار سال آخرش رو دارم خودم میارم!خدا اون کتاب ها رو که با خوندنش اروم میشم؛ میدونی چی رو میگم؟! اون ها رو هم بذار.... راستی گوشه کتاب خونه باید برام یه سیستم صوتی سونی با یه آرشیو کامل موسیقی بذاری...ابی سیاوش داریوش ستار حبیب بقیه رو هم بذار کامل نبود چیزی نیست.این ها رو هم اگه گیر نیومد خودم دارم...میارم!!!
راستی مجموعه سخنرانی ها رو هم می خوام! می دونی که از کیا رو میخوام!؟
خدا راستی توی اتاق خوابم باید یه کمد پر لباس و کفش باشه.کت شلوار در تمام رنگ هایی که بهم میاد.خداسلیقه ی من رو که می دونی؟ از این لباس اسپورت ها نذاری که می دونی نمی پوشم!
خدایا دو سه تا ماشین هم برام بذار.اما اون بنز سیلوره بود که یکی از این شیخها دوبی داشت...اون رو هم میخوام.راستی پشت خونه هم یه پیست اسب دونی باشه...با 100 تا اسب اصیل... خدا زندگی هم خرج داره.هتل استقلال و هتل داریوش رو به من بده با 2 تا چاه نفت با 10 تا پمپ بنزیت توی آمریکا! یه مجتمع تجاری های دوبی رو هم به نامم بزن.جاس زیاد مهم نیست!
خدا راستی پول که همه چیز نیست!
یه خورده سلامتی بهم بده.چند تا مدرک هم می خوام.دکترای عمرانم از دانشگاه تهران باشه. PHD تاریخ ادیان و مدیریت هم می خوام . حداقل از سوربون باشه دیگه! اگه هاروارد هم داد که چه بهتر!
خدا اتاق کارم باید همه وسایل رو داشته باشه...تازه باید کنار کتاب خونه باشه تا بتونم سریع به کتاب خونه مراجعه کنم!راستی دفتر کارم باید یه اکواریوم بزرگ داشته باشه! بزرگ تر از اکواریومی که توی اتاق کار بیل گیتسه!
فعلا خدا همین هارو بده! باقیش رو بعدا می گم!
داشت یادم میرفت!یه آلاچیق کنار ساحل برام با تنه ی درخت نخل بساز!
خدا!خوب که همه اینها رو بهم دادی... می ذارم و میرم تا بدونی هیچی ازاینها رو بدون اون نمی خوام!

* خدایا! همه امور را برایش آسان کن و نعمت هایت را به سویش روان گردان.قهرت را از او دور و مهرت را سرشارش گردان.عقل و فهم و تدبیرت را به او هدیه کن و او را از سستی ها و کژی ها به دور بدار. مهربانیت را به مهریانیش افزای و زیباییت را به زیبایی اش و بقایت را به بقایش.آنچه از نامهربانی زمانه سهم اوست به من بخش و هرچه از مهربانی تو سهم من است نصیب او گردان.
خالق بزرگ! خورشید را برای روز وماه و ستاره را برای شب هایش نگه دار.
خدایا!من از تو چه می خواهم؟ نیک میدانی! زبان عاجز از گفتن است و گوش نامحرم برای شنفتن! پس تا اینجا هم زبان کم گفته است و گوش زیاد شنیده است...
خدایا من از تو میخواهم...تو هم برای من بخواه!
پ . ن : باز هم از دویتان بابت آپ های پی در پی ام عذر خواهی میکنم.
+
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 0:30  توسط MARKZ