
آسمون تشنه ي بخشيدن سهم من و توست
اگه برقي زد و بارون،همه ي روحتو شست
ريشه هامون توي خاك و پر كشيديم تا درخت
كه رو شاخمون بشينه روزا گنجيشكك بخت
آسمون سهم منه،خاك زمين مال خودش
غم هر چي كه گذشته،مال پارسال خودش
واسه تا دريا رسيدن،يه قدم مونده فقط
اگه انگشت اشارت بكشه دور تو خط
توي آسمون سقف شباي تار و سياه
جرأت ستاره روشن مي كنه تكليف ماه
تو ستاره،من ستاره،يكي شب،يكي شهاب
يكي رد مي شه مي ره،يكي مي مونه تو خواب
من ولي؛منتظر سلام صبحم؛تو بخند
كه صداي خندتو بشنوه خورشيد بلند .
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 1:17  توسط یاس
|