
دیشب کابوس دیدم...
من در انتهای هرشب نام خدای تو را
به واسطه ی عظمت و زیبایی اش
که گوشه ای از آن در وجود تو مجسم است بر زبانم می آورم
دعا می خوانم...
و با امید بسیار چشم روی هم می گذارم ...
دیشب در خواب کابوس دیدم...
من به خاطر زیبایی های بسیاری ...
که از دنیای رویا شنیده ام ...
در انتهای هر شب می خوابم...
چون شنیدن کی بود مانند دیدن!
دیشب یک بار دیگر کابوس دیدم...
می گویند در عالم رویا
هر آنچه که می توان وجود آن را متصور بود...
وجود دارد...حتی بودن تو با من!
چشمان من نه به امید بودنمان
بلکه تنها به امید یک دیدار
در انتهای هر شب سنگین می شود...
ادامه مطلب...
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:57  توسط MARKZ
|