تبليغاتX
حرف های ته دل
می خواهیم حرف های دلمون رو بزنیم.
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


حرف های ته دل










نشستم با خودم فکر کردم ایا تو این دنیا کاری هست که ما موجودات دوپا از پسش بر نیاییم
حتما نیس
مگر مرگ
که نمیشه ازش فرار کرد یا باهاش کنار اومد
اره میخواستم  بگو که ادم باید از کوچکترین موقعیتای عمرش استفاده بهینه رو بکنه اگه نکرد نباد بقیه رو مقصر بدون ویا سپیدی مو وگذر عمرو
اره میشه همه کاری کرد
یه نمونه ش منه پیرزن با نیم قرن قدمت وپس از گذر 30 سال از پشت نیمکت نشستن خودمو دوباره نیمکت نشین کردم
اونم کجا تو دانشگاه
اونم تو رشته غیر درسی خودم اونم تازه با اون همه مشغولیتای فکری وذهنی من
که کل ذهنم مشغوله وجا خالی هم نداره
بالاخره گفتم بذار برم هر چند که ممکنه نتونم موفق بشم
ولی بازم به کسب یه تجربه جدید میارزه
وخودمو در گیر کردم
شبا میام سر کتابا
از ترس ودلهره نمیدونم چیکارشون کنم
چه جوری بخوونمشون
با خودم میگم خدایا منکه با این سنم
دنبال پست نیستم
ودنبال مدرک هم نیستم
ولی هدفم از این کار شناخت هر چه بیشتره توه پس کمکم کن ونذار نامید بشم
خدا جونمممممممممممممممم

منو رها نکن دیوونه میشما
دستمو بگیررررررررر
بچه ها بیاین کمک مامانتئن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 15:9  توسط مریم  | 


بنام هستی بخش

بنام کسی که در تمام ذرات وجودم ودر تمام لحظات زندگیم اونو حس میکنم

خدایا چنان کن سر انجام کار

تو خشنود باشی وما رستگار

خدایا برا اولین دست به نوشتن زدم تو این وبلاگ

دوسن دارم اگه مقدره دستمو بگیری وبفرستیم جلو

خدایااااااااااااااااااااااا

نمیدونم چه تقدیره؟

ممنونم که منو قبول کردین تو جمع  خودتون

با ارزوی قبولی طاعات

التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 17:27  توسط مریم  |