تبليغاتX
حرف های ته دل
می خواهیم حرف های دلمون رو بزنیم.
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


حرف های ته دل










 

یکی بود یکی نبود

 من بودم و او بود  و اعتماد

ما بودیم و پیمان و قسم 

با هم نبودیم اما بودیم با هم

معصوم بود معصومیت نبود

ما بودیم و حرفهای نگفته ی زیبا ،رازهای پنهانِ پیدا

او من می شد.من اومی شدم.

نقشها  را بازیچه کرده بودیم ....

قرار رفتنمان شد آخر بودن

 

تا آخر بودن قرار گذاشته بودیم اما ...

****

حیف!

 حقیقت نبود بینمان

دل بازی بهانه ی یافتن حقیقت !

حقیقت آمد .زشت بود

 قصر  ظاهر اعتماد فرو ریخت 

حبابی بر آب بود

حرمت هم با آن شکسته شد

معصومیت از دست رفت

من هم شکستم

او هم ...

از هم گسستیم و گسسته شد حرمت

حالا

 یکی هست یکی نیست

یکی ماند یکی نماند

یکی شکست یکی .....

 

من دلتنگ روزهای بیخبری و سادگی

اوماند و من رفتم

****

میای دل بازی؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 17:28  توسط همراز  | 


 

ای بودنت بهار !

ای زاده ی بهار!

آفتاب وجودت که بر آمد مهر آغاز شد

آغاز بودنت مبارک

 

«برادر خوبم به خاطر شكوفا شدن گل وجودت در ۸ خردادسبدي از گل رِز  تقديمت ميكنم. »
 

اینم یه کلیپ   تقدیم به تو

تولدت مبارک

 

 دوستان  امروز تولد  یکی از نویسندگان وبلاگه

که دوست نداره کسی بدونه امروز تولدشه

 منم به همین خاطر مجبور شدم اسمی از ایشون نیارم

معذرت میخوام

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 2:2  توسط همراز  | 


سلام!اين هم پست بعدی در مورد زن که با توجه به نظریات استاد مطهری تدوین شده.این هفته هم که هفته گرامیداشت مقام معلمه...پس به معلم هاي عزيز هم تبريك عرض مي كنيم و حالا...

تاريخ بشر از بدو خلقت تا كنون تغييرات و تحولات عظيمى را پشت سر گذاشته است. امروز مقتضيات عصر ما ايجاب مى كند كه بسيارى از مسايل، مجدداً مورد ارزيابى قرار گيرد. يكى از اين مسايل كه در دنياى كنونى مطرح مى باشد و بحث هاى زيادى را برانگيخته است، زن و جايگاه وى در جامعه و آزادى و تساوى حقوق او در برابر مردان است. ليكن آن چه كه امروز با آن روبه رو هستيم گرايش ها و تمايلات متعددى است كه بعضاً با نقش واقعى زن و جايگاه خاص او تطابق نداشته و لذا مشكلات عديده اى در اين ميان پديد آمده است. اين كه چگونه بتوانيم قوانين شرع و حدود مقررات، برگرفته از آن را با مقتضيات زمان منطبق سازيم نياز به انديشه و تفكر عميق و وسيعى داشته و تلاش متفكران بزرگ اسلامى را مى طلبد.
در اين راستا استاد شهيد مطهرى كه از بزرگترين احياگران انديشه دينى به حساب مى آيند سعى نموده اند كه مباحث مربوط به زن و نظام حقوقى وى را از زواياى مختلف مورد بررسى قرار دهند و جايگاه زن را معرفى نمايند.
نوشتار حاضر نيز به نوبه خود مدخلى است در جهت شناخت انديشه استاد مطهرى در ارتباط با زن و نقش وى در جامعه و تبيين و تعريف جايگاه زن به عنوان عنصر سازنده جامعه و تاريخ.

از ديدگاه استاد شهيد مطهرى زنان از نظر نقش تاريخى دوره هاى سه گانه اى را پشت سر گذرانده اند كه در برخى دوره ها و براساس برخى طرز تفكرات دخالت مستقيم زن در ساختن تاريخ به صورت منفى بوده است. در اين دوره ها زن صرفاً يك كالاى اندرونى است و طبعاً در چنين شرايطى هيچ يك از استعدادهاى انسانيتش يعنى تفكر، آگاهى و بيدارى و آزادگى و اراده و اختيار و خلاقيت و ابداع و حتى عبادت و سلوك عارفانه رشد لازم را ننمود.
در اين گونه جوامع زن در حكم ابزار زندگى است و مانند هر شى نفيسى، گرانبها و با ارزش است. بنابراين در اين دوره ها؛ تاريخ؛ طبعاً «مذكر» است و زنان در ساختن آن نقش ملموس و مستقيمى ندارند.
در برخى از جوامع زنان خانه را رها كرده و وارد اجتماع شده اند و در شوون علمى، هنرى، فكرى و سياسى شريك مردان شده اند. اما نظر به اين كه مدار خويش را به كل رها كرده و حريم را به كنار زده اند، ارزش و بهاى خود را از دست داده اند. در اين جوامع زن حضور خود را در صحنه تاريخ ثبت كرده است ليكن پشت جبهه را كه همانا با نقش غيرمستقيم او در سازندگى است از دست داده و در اين زمان هم خود را تباه ساخته و هم جامعه مردان را به تباهى كشانيده است و اين واقعيتى است كه در دوران پهلوى شاهد و ناظر آن بوده ايم. (
۱)

نقش سومى كه مى توان براى زنان در تاريخ قايل شد اين كه زن «شخص گرانبها» باشد كه اين خود به دوچيز وابسته است. يكى رشد استعدادهاى خاص انسانى وى يعنى؛ علم، اراده، قدرت ابتكار و خلاقيت و ديگر دورى از ابتذال. اين دوره از تاريخ را ما در دوران انقلاب اسلامى پشت سر گذارده ايم و شاهد بوده ايم كه زن مسلمان ايرانى در عين اين كه در صحنه تاريخ ظاهر شد و مستقيماً در كار سازندگى شركت نمود، پشت جبهه ها را رها نكرده و حيا و عفاف لازم را از كف نداده است و كرامت و عزت زنانه خويش را محفوظ داشته است و خود را به ابتذال نكشانيده است. (۲)


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 16:49  توسط همراز  | 


قصد داریم در چند پست به مقوله زن بپردازیم و اما اولین پست:

در بحث اصالت انسان(اومانيسم) عرفاني و عشق دو طرفه بين خلق و خالق،به دو نمود و مظهر جمال الهي در انسان مي پردازيم. انسان كه آينه ي همه ي كمالات الهي است در دو جنس زن و مرد قابل مطالعه مي باشد.در مطالعه ي رابطه ي انسان با خدوند،"زن" جايگاه بلندي دارد،چنانكه مرد هم از عظمت خاصي برخوردار است.
در مكتب جمال زن به عنوان يكي از زيباترين جلوه هاي جمال الهي درآفرينش مطرح ميشود كه همواره مهمترين نقش او اين بوده كه والاترين معشوق و شايسته ي عشق ورزي به شمار آمده است.و اين عين خداگونگي اوست.نقش مهم ديگر،اين است كه زن موجودي برتراست كه با زيبايي،عشق و محبت خود مرد را به كمال و قرب الهي مي رساند و يكي از واسطه هاي برتر در عروج مرد به آسمانهاست و اين مطلب نشاندهنده ي عروج زن نيز مي باشد.زيرا واسطه ي بين خلق و خالق است يعني پلي بين عشق الهي و عشق انساني مي باشد،به عبارت ديگر در اين مكتب زن موجودي برتر است كه مرد را به كمال و قرب الهي ميرساند و يكي از واسطه هاي برتر در عروج به آسمانهاست.چنانكه تمامي بزرگان عرفان اسلامي در مكتب جمال با نقل داستانهاي عاشقانه كه بين يك پير و مرشد با يك دختر زيبا اتفاق مي افتد و اين عشق ورزي به زيبايي زن باعث مي شود تا هردو به كمال انساني و معنوي راه يابند و از عشق مجازي به عشق حقيقي برسند،همين نكته را ياد آور شده است.بهترين نمونه ي آن حكايت شيخ صنعان و دختر ترسا است كه شيخ همه ي خواست هاي غير شرعي دختر را انجام مي دهد.
شيخ صنعان پير عهد خويش بود در كمال از هرچه گوييم پيش بود
عشق آن دلبر بماندش صعبناك هرچه ديگر بود يك سر رفت پاك
شيخ گفت اي دختر دلبر چه ماند هرچه گفتي كرده شد ديگر چه ماند
خمر خوردم بت پرستيدم زعشق كس نديدست انچه من ديدم زعشق
پخته ي عقل است ابجد خوان عشق سرشناس غيب و سرگردان عشق1
در اين داستانها پيام و محتوا اين است كه زيباييي و جمال زن باعث ميشود كه عشق در جان يك مرد كامل آتش بپا كند و سرانجام اين روي اوري به عشق اورا و دختر را به عشق اسماني برساند و اگر دخترها در اين داستانها مسلمان نيستند براي بيان اين مطلب است كه تكامل ان پير به دين و اعتقادات ان دختر منسوب نشود بلكه تنها عامل اساسي كه زيبيايي است باقي بماند .يعني عشق از زيبايي بوجود مي آيد


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:56  توسط همراز  | 



وقتي روي پاي خودم مي ايستم و روي باورهايم پافشاري مي کنم

به من مي گويند خانم نيستي

وقتي از روي فکر و عقلم صحبت مي کنم ،به روش خودم فکر مي کنم

و کارهايم را به روش خودم انجام مي دهم

به من مي گويند خانم نيستي

 

خانم نبودن آن طور که مي گويند به اين معناست

  که مي خواهم قوي و سخت باشم  و فرزنداني تربيت کنم با ذهني نيرومند که از بيان عقيده شان نمي ترسند

و در برابر جامعه شان احساس مسئوليت مي کنند

و به چيز ارزشمندي که هستم افتخار مي کنم

 

دختر خوبي نبودن به اين معناست

که من آزادم هر آنچه که مي خواهم باشم با

تمام پيچيدگيهاي شخصيتيم،

مخالفتهايم،

خصوصيات اخلاقيم و

زيبائيهايم

 

خانم نبودن به اين معناست

که در برابر آنچه که قلبم به من مي گويد به آن عمل کن

به هيچ عنوان مصالحه نمي کنم

و زندگيم را به سبک خودم زندگي مي کنم

و به هيچ کس اجازه نمي دهم به من پشت پا بزند يا مرا از مسيرم باز دارد

 

وقتي از پذيرفتن بي عدالتي و تبعيض سرباز مي زنم

و مخالف آن حرف مي زنم

دختر خوبي خوانده نمي شوم

درست مانند زماني که به جاي اينکه دوست  یا همسر ظريف و ملوس کسي باشم
 

ترجيح مي دهم زمانم را براي خودم و علائق خودم صرف کنم

 

بله،

من خانم نيستم!

و به آن افتخار مي کنم

و اين به اين معناست که من آنقدر شجاع هستم که خودم باشم

نه آنچه که ايدهء ديگران از من توقع دارد باشم

هر آنچه که خودم به آن فکر کرده ام و تشخيص داده ام بايد باشم

 

من رکم،خود رايم و مصمم

با لطف خداوند آنچه را که مي خواهم ، مي خواهم و براي رسيدن به آن تلاش مي کنم

و هيچ اشکالي در آن نمي بينم

 

بنابر اين

تمام سعي خودتان را بکنيد،

که مرا از مسيرم باز داريد،جلوي راهم مانع بگذاريد،

تمام زيباييهايم را بکوبيد،

شعلهء درونم را خاموش کنيد،

هرگز موفق نخواهيد شد!

و اگر اين باعث مي شود که بگوييد " بي شخصيت"

بگذاريد اين طور باشد

من اين لقب را به آغوش مي کشم و با افتخار آن را حمل مي کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 14:12  توسط همراز  | 


 

در كافي‌نت‌ها عده‌اي براي نخستين بار با مذهب آشنا مي‌شوند

 و در حالي كه ميليون‌ها نفر از رفتن به كليسا سر باز مي‌زنند، راه‌هاي جديدي را براي عبادت كشف مي‌كنند!

 

 

تعداد صفحات اينترنتي مربوط به الهيات، مذهب و كليسا از چهارده ميليون در سال 1999 به دويست ميليون در سال 2004 افزايش يافته است.


«بلاجي» هندو، در پيروي از سنت قديمي هنديان، 108 بار نام «ويشنو» را بر زبان مي‌آورد تا سلامتي،

ثروت و آينده خوب را طلب كند،

 البته نه براي خود براي يك مهاجر هندي ساكن لندن كه دعاي مربوطه را با كارت اعتباري خود از يك

وب‌سايت هندي خريده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «واشنگتن پست»، در حال حاضر، :

اينترنت به مركزي براي عبادات مذهبي ميليون‌ها نفر در سراسر جهان تبديل شده است.

مسيحيان، مسلمانان، هندوها، يهوديان، بوداييان، سيك‌ها و ديگر مؤمنان به آيين‌هاي متفاوت،

 به طور منظم براي عبادت و تفكر به وب‌سايت‌هاي اينترنتي مراجعه مي‌كنند

 و در اتاق‌ها و معابد مجازي كه به طور گرافيكي شبيه همتايان واقعي آنها طراحي شده‌اند،

 تجمع مي‌كنند. برخي سايت‌ها مراسمي از تعميد تا گرويدن به يهوديت نيز ارايه مي‌دهند.



براي بسياري از مؤمنان اينترنتي، زندگاني آنلاين مذهبي در خانه يا كافي‌نت‌ها، جايگزين حضور در كليساها،‌ معابد، مساجد و عبادتگاه‌هاي سنتي شده است.

عده‌اي براي نخستين بار است كه با مذهب آشنا مي‌شوند و در حالي كه ميليون‌ها نفر از رفتن به كليسا سر باز مي‌زنند، راه‌هاي جديدي را براي عبادت كشف مي‌كنند.

«مورتن هوسگارد»، نويسنده دانماركي، كه تحقيقات بسياري در مورد اديان اينترنتي داشته است، مي‌گويد: «نخستين موج مذهب اينترنتي در سال‌هاي دهه 1990 به وجود آمد و هم‌اكنون بازتابي واقعي از جامعه دارد».

وي مي‌گويد:

 تعداد صفحات اينترنتي مربوط به الهيات، مذهب و كليسا از چهارده ميليون در سال 1999 به دويست ميليون در سال 2004 افزايش يافته است.

 



اين گسترش اينترنتي مذهبي، در حالي رخ مي‌دهد كه مردم، به ويژه جوانان با پرسش‌هاي بسياري درباره تأسيسات سنتي روبه‌رو شده‌اند.

«هوسگارد» مي‌گويد: بسياري به مذهب علاقه‌مندند، اما خواستار آزادي به سبك عبادت خود هستند.

هند با 1/1 ميليارد نفر جمعيت و اشتهاي زياد به تكنولوژي، در بحث مذهب اينترنتي پيشروست.

هندوهايي كه در آمريكا يا اروپا هستند با اينترنت به تماشاي فيلم‌هاي مراسم دعاي صبحگاهي در معابد شهر خود مي‌پردازند.

 سيك‌ها عبادات كشمير را نگاه مي‌كنند و مسلمانان برنامه اوقات شرعي و تلاوت آيات قرآن را ذخيره مي‌كنند.

در اين ميان، سايت‌هاي هندي، بيشترين مخاطبان را دارند كه معروف‌ترين آنها داراي حدود صد هزار بيننده در سال و دويست هزار سفارش دعا در ماه است.

اين سايت‌ها به علت اهداف خاص مذهبي مخاطبان خود، از قرار گرفتن تبليغات بر سايت‌هايشان خودداري مي‌كند

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 12:13  توسط همراز  | 


 

 

 

 

جهنم و كافران در قيامت قيامت برپا مي‌شود و آنگاه كه جهنم،

كافران منكر قيامت را از مكاني بعيد ديد كافران زبانه‌هاي آتش را مي‌شنوند كه از فرط خشم ،

بانكي خشمناك بر آنان مي‌زند و چون كافران در آن جهنم

 و دوزخ به مكاني تنگ و سخت انداخته شوند

از تنگي دوزخ به هم بسته و كيپ شوند و در آن وضعيت

 بر خود هلاكت و نفرين بخوانند و حق تعالي از آن هنگام خبر مي‌دهد

كه اي كافران امروز يك ثبور مخوانيد بلكه ثبور (هلاكت و نفرين) زياد بر خود بخوانيد

در خبر آمده است اولين كسي كه جامه آتش مي‌پوشد و به جهنم كشانده مي‌شود شيطان است

و كافران و فريب‌خوردگان به تبع او به جهنم افكنده مي‌شوند.

بهشت، وعده‌گاه مومنان و تو اي پيامبر به كسانيكه تو را

به‌خاطر فقر مادي سرزنش مي‌كنند

بگو آيا اين بوستان‌هاي دنيا بهتر است يا بهشت جاوداني

 كه پرهيزكاران به آن وعده داده شدند؟

بپرسش روز قيامت پيامبر (ص) ياد كن روزي را كه ما مشركان و آنچه را كه آنان آن را به‌جز خدا مي‌پرسيدند محشور مي‌كنيم

پس به ايشان بگويدآيا شما بندگان مرا گمراه كرديد يا اين‌كه آنان راه راست را گم كرده‌اند؟

اشخاص يا اشيايي كه مورد عبادت واقع شدند خطاب به خداي بزرگ

 مي‌گويند خداوند پاك و منزه است و سزاوار ما نيست

اين‌كه غير از شما اوليايي اخذ كنيم، ليكن شما آنها و پدرانشان را به

نعمت‌هاي بي‌‌شماري روزي داديد تا اين‌كه آنها ياد تو را فراموش كردند

و از قوم بور (هلاكت شدگان) شدند.

سپس خداوند به كافران خطاب و التفات مي‌كند و مي‌فرمايد:

خدايانتان شما را به آنچه مي‌گوييد تكذيب كردند و آنها نمي‌توانند

از شما عذاب را دفع كنند و شما را ياري كنند.

و هر كسي از شما كه ستم در دنيا كند عذاب بزرگي در آخرت به آنها

 بچشانيم و بزرگ‌ترين ستمي كه بشر در دنيا مرتكب مي‌‌شود

ستم شرك و نفي نقش اراده خداي بزرگ در چگونه زيستن انسان در دنيا است.

مثالي ديگر

از انبياي گذشته اي پيامبر (ص) ما قبل از تو رسولاني را فرستاديم كه

 همانند ساير انسان‌ها غذا مي‌خوردند و در بازارها راه مي‌رفتند

پس اين تنها پيامبر اسلام (ص) نبود كه همانند انسان‌هاي عادي عمل

 مي‌كرد بلكه پيامبران گذشته و قبل از او نيز همينطور عمل مي‌كردند

سپس خداوند مي‌فرمايد ما بعضي از شما را براي بعضي ديگر وسيله

 آزمايش دينداري‌تان قرار داديم تا ببينيم شما در برابر سختيها بر دينتان استوار هستيد

و پرورگار تو نسبت به همه امور بصير و داناست.

پس خداوند، پيامبران را در طول تاريخ از بين مردم برگزيد تا همانند

آنها تغذيه و زندگي كنند

و همين مسئله موجب آزمايش مردم در پذيرش نبوت بود تا با پذيرش نبوت

 به توحيد و معاد كه هنگام حشر در محضر الهي است ايمان بياورند

 


منبعwww.dostan.net :

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 22:13  توسط همراز  |